سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

هفته اول سال سوم زندگیت

1393/3/12 16:23
نویسنده : موژان
239 بازدید
اشتراک گذاری

برات از هفته اول سال سوم زندگیت می‌نویسم

کادوهای جدیدت رو دو تا از همکارای مهربون و خاله‌های اداره مامان دادن . یک جعبه مداد رنگی از طرف کمیل مهربون و دو تا کتاب رنگ آمریزی خوشگل از طرف سارینا خوشگله گرفتی دستشون درد نکنه . صبح زود بازشون کردی و شروع به رنگ کردن و دیدن عکس کتابا کردی. عسلمی به خدا:)

روز سه شنبه هفته پیش مبعث حضرت محمد بود و تعطیل رسمی این بود که من بردمت به پارک مادران تا با ماشینت بازی کنی و  کلی اون روز بهت خوش گذشت  و بازی کردی . وقتی رسیدیم به خونه تو ماشین خوابت برده بود . روز پنج شنبه یعنی 8 خرداد بعد از مدت ها با اولین مربی کوهنوردیم آقای محمودی قرار کوه گذاشتیم و رفتیم به یکی از زیبا ترین جاهای ایران در منطقه دماوند. حدود 5 ساعت پیاده‌روی در طبیعت کردیم که شما هم خیلی دوست داشتی. کلی هم با آقای محمودی حرف زدی و بهشون می گفتی عمووووو :))) به دو همنورد دیگه هم عمو می گفتی.  کلا اون روز روز خوبی برامون بود تا وقتی به خونه رسیدیم . قبل از رفتن کمی سرفه کردی اما توی کوه نه اصلا کلی حالت خوب بود و بهت خوش گذشت . اما یک ساعت بعد از اینکه از کوه برگشتیم تنت داغ شد و سرفه‌های بد کردی . شب بابابایی بردیمت دکتر و دکتر گفت گلوت چرک کرده و آنتی بیوتیک بهت داد و اون شب خیلی حالت بد بود اما از فرداش یواش یواش بهتر شدی. امیدوارم که تنت همیشه سالم باشه . دوستت دارم .

پسندها (2)

نظرات (1)

برگ بی برگی
18 خرداد 93 9:45
موژان
پاسخ
ممنون ازتون که به وبلاگ سام سر زدین
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد